نتیجه شوخی با نامحرم
ارسال نظر(0)

ابوبصير گويد: در كوفه براي زني قرآن مي خواندم. يك بار در موردي با او شوخي كردم! بعد از مدتي كه به خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم مرا مورد مذمت و سرزنش قرار داد و فرمود: كسي كه در خلوت مرتكب گناه شود خداوند به او نظرلطف نمي كند. چه سخنی به آن زن گفتي؟
از روي شرم و حيا سر در گريبان افكندم و توبه كردم.
امام باقر عليه السلام فرمود: شوخي با زن نامحرم را تكرار نكن

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:38
من غمگین و دل گرفته ام
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

جابر گويد: خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم، حضرت فرمود: اي جابر به خدا سوگند كه من غمگين و دل گرفته ام.
عرض كردم فدايت شوم دل گرفتگي و اندوه شما چيست؟
حضرت فرمود: اي جابر! همانا خالص و صافي دين خدا به دل هر كس در آيد از غير او بگردد.
تاي جابر! دنيا چيست و اميدواري چه باشد؟ مگر دنيا غير از خوراكي است كه خوردي ياجامه اي كه پوشيدي يازني است كه به او رسيدي؟
اي جابرگ همانا مومنين به ماندن در دنيا دل بسنتد و از رسيدن به آخرت گريزي ندارد.
خرت خانه بقا و دنيا خانه فناست، ولي اهل دنيا غافلند و گويا مومنانند كه آگاه و اهل تفكر و عبرتند: آن چه با گوشهاي خود مي شنوند آنها را از ياد خدا كر نكند و هر زينتي را كه چشمشان بيند از ياد خدا كورشان نسازد. پس به ثواب آخرت رسيدند چنانكه به اين دانش رسيدند.

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:30
مصلح باید دانا به نزاع باشد
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

(عبدالملك ) گويد : بين حضرت باقر عليه السلام و بعضي فرزندان امام حسن عليه السلام اختلافي پيدا شد ، من خدمت امام رفتم و خواستم در اين ميان سخني بگويم تا شايد اصلاح شود .
امام فرمود : تو چيزي در بين ما مگو ، زيرا مثل ما با پسر عمويمان مانند همان مردي است كه در بني اسراييل زندگي مي كرد ، و او را دو دختر بود يكي از آن دو را به مردي كشاورز و ديگري را به شخصي كوزه گر شوهر داده بود .
روزي براي ديدن آنها حركت كرد؛ اول پيش آن دختري كه زن كشاورز بود رفت و از او احوال پرسيد : دختر گفت : پدرجان شوهرم زراعت فراواني كرده اگر باران بيايد حال ما از تمام بني اسراييل بهتر است .

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:28
مومن برادر مومن
ارسال نظر(0)

امام باقر عليه السلام فرمود : جماعتي از مسلمين به سفري رفتند و راه را گم كردند تا بسيار تشنه شدند .
(از جاده به كناري رفتند) و كفن پوشيدند و خود را به ريشه هاي درختان (مرطوب ) چسبانيدند .
پيرمردي سفيد پوشي نزد آنها آمد و گفت : برخيزيد ، باكي بر شما نيست ، اين آب است . آنها برخاستند و آشاميدند و سير آب گشتند .
گفتند : اي پيرمرد خدا ترا رحمت كند تو كيستي ؟ گفت : من از طايفه جني هستم كه با رسول خدا صلي الله عليه و آله بيعت كردند . از پيامبر صلي الله عليه و آله شنيدم كه مو من برادر مو من ، و چشم و راهنماي اوست ، شما نبايد با بودن من از تشنگي از بين برويد

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:24
پاسخ کریمانه
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

روزی مردی مسیحی قصد داشت تا با مسخره کردن امام باقر (ع) ایشان را خشمگین کند و به این وسیله برای خود و برخی از رهگذران نادان، اسباب خنده و شادی فراهم نماید. برای اجرای نقشه اش، سر راه امام قرار گرفت. وقتی امام به نزدیکش رسید، در حالی که نیش خندی به لب داشت، با صدای بلند گفت: سؤالی دارم. امام آماده شنیدن سؤال شد. مرد با بی ادبی گفت: آیا تو بقر هستی؟ و خنده احمقانه ای سر داد تا رهگذرانی هم که سؤالش را شنیده بودند، بخندند. امام باقر (ع) بدون این که ذرّه ای عصبانی شود، به آرامی گفت: نه، من باقر هستم.

مرد مسیحی که به هدف خود نرسیده بود، سعی کرد به امام طعنه بزند. بنابر این از آن حضرت پرسید: آیا تو فرزند یک آشپز هستی؟ امام باقر (ع) با این که به قصد زشت او پی برده بود، با حوصله این طور پاسخ گفت: آشپزی حرفه مادرم بود [داشتن حرفه آشپزی که عیب نیست ].

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:22
امام باقر و دو کبوتر
ارسال نظر(0)

محمد بن مسلم گويد: روزى خدمت امام باقر عليه السلام بودم كه يك جفت قمرى آمدند و روى ديوار نشسته طبق مرسوم خود بانگ مى‏كردند، و امام باقر عليه السلام ساعتى به آنها پاسخ مى‏گفت، سپس آماده پريدن گشتند، و چون روى ديوار ديگرى پريدند، قمرى نر يك ساعت بر قمرى ماده بانگ مى‏كرد، سپس آماده پريدن شدند،

من عرض كردم: قربانت گردم، داستان اين پرندگان چه بود؟

فرمود: اى پسر مسلم هر پرنده و چارپا و جاندارى را كه خدا آفريده است نسبت بما شنواتر و فرمانبردارتر از انسانست، اين قمرى بماده خود بدگمان شده و او سوگند ياد كرده بود كه نكرده است و گفته بود به داورى محمد بن على (علیه السلام)راضى هستى؟ پس هر دو بداورى من راضى گشته و من بقمرى نر گفتم: كه نسبت به ماده خود ستم كرده‏اى او تصديقش كرد.

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:19
نتیجه احترام نذاشتن به مادر
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

از امام باقر(عليه السلام) روایت است که در بنی اسرائیل عابدی بود بنام جریح، که در صومعه خویش به عبادت مشغول بود.

روزی مادرش در حالی که وی به نماز اشتغال داشت، وی را بخواند، و او مادر را پاسخ نداد ـ (در بعضی روایات آمده که اگر جریح فقیه می بود می دانست که قطع نماز نافله و پاسخ مادر از نماز افضل بود) ـ مادر برگشت، و بار دوم آمد و او را صدا زد، و باز پاسخ نداد، تا سه بار. در این بار مادر وی را نفرین کرد و گفت: از خدای بنی اسرائیل می خواهم که تو را به خود واگذارد و یاریت نکند.

روز بعد زن بدکاره ای به کنار صومعه او آمده و فرزندی را که در رحم داشت در آنجا وضع حمل کرد، و ادعا کرد که فرزند از آن جریح است. در میان بنی اسرائیل شایع شد که آن کس که مردمان را از زنا نهی می نمود خود مرتکب زنا گشته است! حاکم دستور داد وی را بدار کشند، مادر بر سر و روی زنان به پای چوبه دار آمد. جریح گفت ساکت باش که این نتیجه همان نفرین تو است.

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 17:17
ذکر یونسیه
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

معنای ذکر یونسیّه و بیان دستور العملی از حضرت آیة الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى از اعاظم تلامذه مرحوم آية الحقّ و سند التّوحيد معلّم ربّانى حاج شيخ حسينقلى همدانى رضوان الله عليهما است. و كتب وى عبارتند از: «لقاء الله» و «أسرار الصَّلوة» و «المراقبات» (أعمال السَّنة) كه الحقّ مستغنى از تعريف است، بالاخصّ كتاب «لقاء الله» ايشان آتشى مخصوص دارد و براى فتح باب سالكين إلى الله كليد و رمز موفّقيّت است. ما در اينجا به ذكر يك دستور از كتاب «أسرار الصّلوة» وى، طبع سنگى، ص 46 اكتفا مى ‏نمائيم؛ مي فرمايد:

«من از بعضى أجلّاء مشايخ خودم كه همانند او حكيم عارفى، و معلّم حاذقى را در راه خير، و طبيب كاملى را نديده‏ ام پرسيدم:

كداميك از أعمال جوارح را كه شما تجربه نموده ‏ايد اثرش در قلب بيشتر است؟!

فرمود:

سجده طويله در هر روزى كه آنرا ادامه دهد، و طول بدهد جدّاً تا اينكه يك ساعت و يا سه ربع ساعت به طول انجامد و در آن بگويد:

لآ إِلَهَ إِلاّ أَنتَ سُبْحَنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّلِمِينَ.

«هيچ معبودى نيست جز تو اى خداوند! تو پاكى و منزّه و مقدّس مى‏ باشى! من هستم كه رويّه و دأبم اين بوده است كه از ستمگران بوده‏ ام.»

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 16:04
دستورالعملی که آیت الله ملکی تبریزی به آیت الله کمپانی توصیه کردند
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

در باب اعراض از جدّ و جهد رسميّات و عدم وصول به واقعيات كه مرقوم شده و از اين مفلس استعلام مقدمه موصوله فرموده‌ايد، بي رسميت بنده حقيقت آنچه كه براي سير اين عوالم ياد گرفته و بعضي نتايجش را مفصلاً در خدمت شريف ابتداء خود صحبت كرده‌ام و از كثرت شوق آنكه با رفقا در همه عوالم همرنگ بشوم، اُس و مخّ آنچه از لوازم اين سير مي‌دانستم بي‌مضايقه عرضه داشتم. حالا هم اجمال آن را به طريقه‌اي كه ياد گرفته‌ام مجدّداً اظهار مي‌دارم:

طريق مطلوب را براي راه معرفت نفس گفتند: چون نفس انساني تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلي نخواهد رسيد، و تا به عالم عقلي نرسيده حقيقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسيد لذا به جهت اتمام اين مقصود مرحوم مغفور (جزاه الله عنّا خير جزاء المعلمين) مي‌فرمودند كه:

بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيت كمتر، و روحانيت قوت بگيرد؛ و ميزان آن را هم چنين مي فرمود: كه اولا انسان روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد، حتي تنقّل ما بين الغذائين نكند. ثانياً هر وقت غذا مي‌خورد بايد مثلا يك ساعت بعد از گرسنگي بخورد، و آنقدر بخورد كه تمام سير نشود. اين در كمّ غذا؛ و اما كيفش بايد غير از آداب معروفه، گوشت زياد نخورد، به اين معنا كه شب و روز هر دو نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را يعني هم روز و هم شب را ترك كند؛ و يكي هم اگر بتواند للتكيّف نخورد، و لا محاله آجيل خور نباشد اگر احياناً وقتي نفسش زياد مطالبه آجيل كرد استخاره كند. و اگر بتواند روزه‌هاي سه روز هر ماه را ترك نكند.

و اما تقليل خواب مي فرمودند:

شبانه روز شش ساعت بخوابد. و البته در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت اهتمام زياد نمايد. اينها در تقليل حيوانيت كفايت ميكند. و اما تقويت روحانيت:

اولاً دائماً بايد همّ و حزن قلبي به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد.

ثانياً تا مي‌تواند ذكر و فكر را ترك نكند كه اين دو جناح سير آسمان معرفت است.

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 16:02
دستورالعمل آیت الله ملکی تبریزی 2
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

چون نفس انسانی تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلی نخواهد رسید، و تا به عالم عقلی نرسیده حقیقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسید.

عارف الهی، فقیه صمدانی و مربی نفوس آیت الله حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی (رضوان الله تعالی علیه) از اعاظم علمای فقه و اصول و اخلاق و حکمت و عرفان عصر اخیر بود.وی دو جلسه تدریس اخلاق یکی در منزل برای خواص و دیگری در مدرسه فیضیه برای عموم نیز داشت.

امام خمینی (ره) در نماز جماعت ایشان و نیز درس اخلاقی که برای خواص در منزل می‌گفته حاضر می‌شدند.

این عارف وارسته بسیاری از شیفتگان وصول حق را با دستورالعمل های خود دستگیری کردند. آنچه در ادامه می خوانید دستور العملی اخلاقی از آیت‌الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی خطاب به حاج شیخ محمدحسین کمپانی است:

فدایت شوم …

طریق مطلوب را برای راه معرفت نفس گفته‌اند:

چون نفس انسانی تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلی نخواهد رسید، و تا به عالم عقلی نرسیده حقیقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسید.

 


نویسنده : vesaliyon
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
زمان : 15:59


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران